نمایش جزئیات

جای صلوات از همه... روضه و توسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاج محمود کریمی

 جای صلوات از همه... روضه و توسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام  اجرا شده به نفسِ حاج محمود کریمی

*هر سال از راه دور میومد مدینه امام سجاد و زیارت میکرد سالی یه بار از وادی دور هر سال هم یه هدیه ای چیزی با خودش می‌آورد. هر چی وسعش می‌رسید با یه عشقی جمع میکرد یه پیراهنی می‌دوخت. تو یه چیزی میزاشت با یه عشقی گل میریخت روش بسته بندی میکرد. یا مثلا انگشتری می‌آورد چند سالی گذشت یه روز از سفر برگشت همسرش گفت چه خبر از مولامون چه خبر؟گفت خیلی خوب بود سلام رسوند گفت این چه جور مولایی که این همه براش هدیه میفرستی به تو هیچ هدیه ای نمیده آقا امام سجاد فرمود: اون ظرف آب رو بیار من وضو بگیرم. ظرف آب و آورد شروع کرد ریختن آب کف دستشون از زیر دستشون همینجور جواهر و در میریختن وضو گرفتن*

ای آب بقا قطره ای از آب وضویت
 
فرمود: این و ببر به خانمت بده بگو از ما گله نکن ما حواسمون به شما هست.آقا اصلا من به کسی نگفتم ،تو دلت حرف بزنی امام سجاد میدونه چی میگی همه رو جمع کرد به دستور امام سجاد خوشحال اومد خانم،زنش نشسته تو حجره این هم خوشحال از در حجره وارد شد در و جواهر و ریخت تو دامن زنش گفت بگیر خیالت راحت شد آبروم و جلو آقام بردی ؟ این چه حرفی بود زدی گفت من اینها رو نخواستم دوس داشتم امام سجاد و یه بار ببینم این دفعه خواستی بری من هم ببر سال بعد راه افتادن وسط راه  زنه حالش بد شد دیگه دید نمیتونه ببردش گفت یه جای امنی بذارمت برم خودم آقام و ببینم سلام تو راهم میرسونم خانمش و وسط راه یه جایی گذاشت زیر سایه بانی رفت در خانه ی آقا امام سجاد در زد آقا در و وا کرد فرمود: فلانی عیالت کجاست؟ گفت میونه راه آرزو به دل موندفرمود: وارد شو تو اون حجره عیالت سالم نشسته برو ببینش اومد دید سالم نشسته سرحال لبخند رو لبش گفت: من که تو رو رها کردم خودت گفتی برو سلام برسون.گفت تو رفتی حالم خیلی بد شد اومدن روح من رو از بدنم جدا کردن داشتن میبردن بالا دیدم یه شهسواری اومد
فرمود: کجا میبرینش گفتن عمرش تموم شده فرمود: این به عشق زیارت من داره میاد مدینه برش گردونید. روح زنده میکنی یا امام سجاد میگه اومدم دیدم همون آقایی که من و نجات داد وایستاده مگه نبوده ماه رمضونا دلم برده به اون ابکی ابکی های دعای ابوحمزه ات میرسم از مرگ میگم ولی روحم زنده می‌شم تو به داد من رسیدی یا امام سجاد. اما این آقایی که اینجوری به داد ما می‌رسید یه جایی دستش بسته بود زیر لب گفت ای کاش مادرم من رو نزاییده بود. کجا این حرف رو زد*

غیر تو کی یوسف زهرای شهیده
گردیده پیام آور سرهای بریده

جای صلوات از همه دشنام شنیده
خون دلش از حلقه ی زنجیر چکیده

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت
ای کاش نمی‌برد سوی بزم شرابت
 
ای تایر رحمت زچه رو بال و پرت سوخته
هر لحظه دل از شعلهٔ داغ دگرت سوخت

افسوس که در ماه محرم جگرت سوخت
از زهر جفا یک سره پا تا به سرت سوخت

یک کرب و بلا سوز دلت بود به سینه
تا کرب وبلا شد ز غمت شهر مدینه

*هیچکی الان قبرستان بقیع نیست*

خون جگر دم به دم از دیده روان بود
چشمت به عزای شهدا اشک فشان بود
از کعب نی ات بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدن
بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدن

هر شب دل زارت شده زوّار بقیع ات
ای کاش نهم چهره به دیوار بقیع ات
 
چون شمع بسوزم به شب تار بقیع ات
خون گریه کنم  لحظه ی دیدار بقیع ات 

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت 
گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت
 
*آب طلب فرمود کنیز براش آب آورد مقابل حضرتشان قرار دادن.یا صاحب الزمان فدای دل سوخته ات.. آقا جان زیارت ناحیه خوندنت رو‌ میبینیم به فکر فرو‌ میریم امام سجاد چه دیده.. آب و مقابلش قرار میداد اینقدر گریه میکرد اشک میریخت توی ظرف آب، آب مضاف میشد برمیگردوندن دوباره
یه ظرف آب دیگه، یه روز آخر کنیز به صدا درآمد آقا بس نیس؟ فرمود: وای بر تو يعقوب یوسفش رو چند سال ندید میدونست یوسفش زنده است اینقدر گریه کرد چشماش سفید شد*

من یه نیمه روز هفده عزیزم و مقابل چشمانم سرشو نو بالای نیزه دیدم.*
 
من یادگار کربلایم 
من همسفر با نیزه هایم 
من پا به پای عمه هایم 
از کربلا تا کربلایم

آتیش رسید به خیمه هامون 
میون آتیش بچه هامون
آتيش رسید به خیمه امون
تو دشت و صحرا بچه هامون

*دامنا آتش گرفته بود دود بلند میشد می‌دویدند باد به این لباسها می‌خورد بچه هامون تو آتیش سوختن*

جای طناب و تازیونه
 مونده به روی دست وپامون 

هنوز تو گوشمه صداشون
خدا برا کسی نیاره
صدای ساز و ناسزا شون 

یه اهل بیتِ داغ دیده 
خدا برا کسی نیاره
رو نیزه ها سر بریده 

یه شب توی خرابه ی شام
به استخون رسید دردام 
شبی که خواهر سه ساله ام 
تا صبح میگفت بابام و میخوام

دیدم سر برید اش اومد 
خدا برا کسی نیاره 
 به دیدنش شهیده اش اومد 

*روضه ی امام سجاد ادامه روضه کربلاست همه ی روضه ها، روضه ی کربلاستامام رضا..امام‌جواد و...امام رضا فرمود: برای هر چی خواستی گریه کنی برا حسین گریه کن..نمیدونم تا حالا آتيش رو سرت ریخته یا نه نمیدونم تا حالا تو کوچه محاصره شدی یا نه؟نام.ست باهات باش بزنن هو‌ کنن... فرمود: اینقده سنگ زدن سر بابام از روی نیزه رو زمین افتاد حسین..*

کاش دو نفر نه یه نفر بقیع بود کاش یه چراغ روشن بود. الان کسی نیست کنار قبرت گریه کنه آقا جان.. فرمود: اوج روضه اون جایی بود که نانجیب داشت زهره مار می‌خورد دستش و دهانش نجس بود بزم، بزم باطل و شراب بود ما رو با زن و بچه  وارد کردن سر بابا جلوش بود با چوب دستی اش میزد به لب و دندان بابا..به طعنه جلو زن و بچه میگفت حسین لب و دندان قشنگی داشت.. بعد شروع کرد به زدن.. عمه ام گفت بزن دستت درد نکنه خودم دیدم این لب و دهان وپیغمبر بوسه میزد...ای خدا فرج امام زمان برسان*

 

نظرات

در حال بارگذاری...