نمایش جزئیات
پیرمرد بلا کشیده... روضه و توسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ سید رضا نریمانی
*تو خیمه وقتی اومد با امام سجاد خداحافظی کنه فرمود:پسرم تا قیامت سلام منو به نوکرا و گریه کنام برسون،به همه اشون بگو منو غریب کشتند،غریبونه سرم رو بریدند.مال همینه که شما بی قرار میشید بهم می ریزید. آقا به شما سلام رسونده.امام سجاد میخواد اول سلام اقا رو به شمابرسونه پدرم سلام رسونده بعد هم میخواد روضه اشو بخونه روضه پدر از زبان پسرشنیدن داره یه وقتایی روضه پسر از زبان پدر میخونی.. همه جا آقا روضه خونده تومسیر کربلا تا شام روضه میخوند چهل سال می نشست خودش روضه میخوند خودش گریه میکرد غلاماشم گریه میکردند،روضه میخوند.کسی که دیده باشه میفهمه ..وقتی می نشست میگفت بابا بالب تشنه کشتنت داد می زد میگفت خودم دیدم که آب بهت ندادند بابا،پاشو گذاشت تومدینه قبل مدینه خیمه زدند بشیروبقیه اومدندبه آقاگفتند خوش اومدین اقا همینطور گریه میکرد میگفت چه خوش اومدی چه سلامی چه علیکی اینقدر براتون بگم حیوانات هم توکربلا اب خوردند اما بابای منو با لب تشنه کشتند*
پیرمرد بلاکشیده منم
پسرِشاهِ سر بریده منم
روضه خوانی که هرچه میگوید
با دو چشم کبود دیده منم
آنکه از ناقه دید بانویی
پای یک بوسه شد خمیده منم
*میدونید کی قامت عمه جان ما خم شد؟وقتی که اومد تو گودال این نیزه شکسته ها رو کنار زد دیدی ابی عبدالله وقتی رفت سرنعش عباسش خمیده برگشت ؟زینبم همچی که اومدخم شد این لباروگذاشت به لبای بریده دیگه کمرش صاف نشد دیگه همیشه همینطور خمیده خمیده راه می رفت.. ای حسین حسین ..*
آنکه از ناقه دید بانویی
پای یک بوسه شد خمیده منم
آنکه با تنی تب دار
عقب ناقه ها دویده منم
آنکه ازخیمه ناله ی
دختران شنیده منم
*تو این صحرا دویدن بعضی ازاین بچه ها جون دادند کشته شدند وقتی زمین میخوردند کسی نبود بغلشون بگیره،امام سجاد زمین خوردن بچه ها رو دیده کسی نبوده بغلشون کنه آخه بچه چی داره که آدم بزندش..*
آن شب که من از ناقه
افتادمو غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی
آنشب هم ازروی اون ناقه توی راه
بین اون صحرا بازی میکردم و افتادم
چیزی نیست غصه نخور بابا
توی راه بین اون صحرا یکی دستش
توی تاریکی به گونه ام خورده چیزی نیست
هیچکس نمی دونه بپرس ازعمه می دونه
یکی ازمن یه گوشواره امونت برده چیزی نیست
آنکه در بین بوریا دل شب
پیکر یک امام چیده منم
آنکه درگوشه ی خرابه ی شام
دفن کرده گلی شهیده منم
*یه چیزایی دیدم نمیتونم بگم ..شنیدن کی بود مانند دیدن ..چرا می گی گریه نکن آخه میگم شنیدن کی بود مانند دیدن مثل اون لحظه ای که تو کوچه مادرشو زدندهیچکس نمی دونست چی شده من دیدم مادرم زمین خورد دیدم داره با دست دنبالم میگرده*
برچسب ها
- گريز مداحي
- شعر روضه
- متن روضه امام زين العابدين
- روضه و توسل
- رباعیات
- متن شعر مداحي
- گلهای نبوّت
- زمزمۀ منم گدای زینب سلام الله علیها
- تنظیمات
- گريز روضه
- آمد آمد حجت داور
- متن روضه
- عید عدالت
- نریمانی
- دانلود روضه
- روضه جانسوز
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- متن روضه امام سجاد
- علي بن الحسين
- حاج سیدرضا نریمانی
- مناجات با خدا و توسل به حضرت رقیه علیه السلام ویژۀ ماه مبارک رمضان به نفسِ حاج محمدرضا غلامرضازاده
