نمایش جزئیات
ای گریه در عزای... روضه و توسل به راوی دشت کربلا امام سجاد علیه السلام اجرا شده به نفسِ کربلایی سید جواد عرب
ای گریه در عزای تو خیرالعمل، حسین
ای شور عشق دائمی و لم یزل، حسین
باگفتن حسین حسین از تولدم
پُر شد پیاله بر دهن از عسل ،حسین
با اینهمه تلاطم امواج روزگار
کشتی رحمتت شده ضرب المثل
*فرمود:همه ی ما سفینهٔ نجاتیم اما کشتی جدمحسین" هم اسرعه، هم اوسعه" زودی میرسونه جا برا همه هم هست حسین جان...*
عاشق تر از تو کیست که درمعرض بلا
یکجا خریده ای همه را از ازل حسیــــن...
ماپیرو ریاست این مکتبیم و بس
شیخ الائمه گفت؛که نوحوا عَلَی الحسین
قربون اسمش برم که آدم خسته نمیشه یه شب دوشب،شصت شب تمامِ سال، هرچی بگی حسیـــن.. دلت سیر نمیشه خسته نمیشی..حسین جان چی شد چشمت ما را گرفت یااباعبدالله علی القاعدهٔ دنیا دو دوتا چهارتایی نمیشه محاله تو این قاعده نمیگنجه اما شنیده ام دونه دونه نوکراتو خود فاطمه جدا میکنه.. گریه های بعدعاشورا یعنی :زینب جان تنهایی گریه نکن.. زهرا جان ما هنوز هستیم خانم.. مجلسمون بنام زین العابدینه.. خیلی روضه ها سنگینه آدم نمیدونه ازکجا بخونه اما اولین داغی که زین العابدین با جیگرش حس کرد مثل دیروزی بود دید بنی اسد دور بدن ها متحیر ایستادن.. امام معصوم رو فقط باید معصوم دفن کنه.یه دلیل دیگه هم داره بنی اسد هرچی نگاه میکنن این بدن ها رو نمیشناسن باید یکی بیاد نشانشون بده*
زمانِ دفنِ شهیدان و سیدالشهداست
سه روز پیکرشان روی خاک کرب وبلاست
بنی اسد متحیر شده اند و درمانده ان
میانِ اینهمه جسم بدون سر ماندن
سواری از طرف عرش برزمین آمد
برای دفنِ پدر زین العابدین آمد
امام گفت که من وارث شهیدانم
نشانی همه را خوبِ خوب میدانم
صبری کنید این کشته ها را میشناسم
جاماندگان نینوا را میشناسم
گرچه شناسایی کمی سخت است
اما من دو یتیم مجتبی را میشناسم
*مگه این بچه نوجوان سیزده ساله نبود چرا اینقده قدکشیده زیرسم اسبان*
از عمه جانم، مانده اینجا یادگاری
طفلان اویند این دو تا را میشناسم
*بعضی ها هم اگه خیلی بهم ریخته باشن باز ،نشانه دارن*
از علقمه بوی عمو جانم می آید
ای قوم، بوی آشنا را میشناسم
*یوقت نگاه کرد گفت: این بدن ارباً اربای داداش اکبرمه،این بدن له شده ی قاسمه، این بدن کوچیک بدن علی اصغرمونه، یا اباعبدالله..آقاجان مهدی فاطمه معذرت میخوام از این جمله نوبتی هم باشه نوبت اصل کاریه دید اینجوری فایده نداره گفت: یه تیکه بوریا بیارید از دل گودال قطعه های بدن بابا حسینش رو جمع کرد*
بنی اسد،دفنش بدون بوریا امکان ندارد
من پیکر خون خدا را میشناسم
*همه شنیدین این جای روضه رو بدن رو که جمع کرد علی اصغر رو روسینه ی بابا گذاشت بدن و داخل قبر ....هرچی منتظر موندن دیدن زین العابدین بیرون نیومد. نگران شدن جلو رفتن دیدن دلش طاقت نیاورده لبا رو گذاشته رو رگ های بریده
هی صدا میزنه بابای غریبم حسین..صدا زد*
حسین با بدنت نعل اسب کاری کرد
که فرق روی تو از پشت تو نشد پیدا
*سختی کار زین العابدین رو میگم ها*
خلاصه ،خلاصه هرچه زنان بنی اسد گشتن
میان معرکه انگشت تو نشد پیدا
«ای غریب حسیــــــن....»
ای قوم بنی اسد این بدن برادرمه
که افتاده روی زمین
ای قوم بنی اسد این بدن عباسِ
گل پسر ام بنینِ
برچسب ها
- کربلایی سید جواد عرب
- تنظیمات
- روضه جانسوز
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- شعر روضه
- گريز روضه
- گلهای نبوّت
- روضه و توسل
- علي بن الحسين
- عید عدالت
- رباعیات
- زمزمۀ منم گدای زینب سلام الله علیها
- دانلود روضه
- متن روضه
- گريز مداحي
- آمد آمد حجت داور
- متن روضه امام زين العابدين
- متن روضه امام سجاد
- متن شعر مداحي
