نمایش جزئیات

مَن اِمُامُک؟... گریه حضرت آقا برای خاطره ای از شب اول قبر با مداحی حاج مهدی سلحشور

مَن اِمُامُک؟... گریه حضرت آقا برای خاطره ای از شب اول قبر با مداحی  حاج مهدی سلحشور

مرحوم حاج ملاحسین مولوی قمی از بزرگان قم، هشتاد سال خوب غلامی کرد دَرِ خونه‌ی ابی عبدالله، گفتن: هفتم حاج مُلا خوابش رو دیدن، سئوال کردن: حاج مُلا! هشتاد سال غلامی کردی دَرِ خونه‌ی امام حسین، چه خبر از اون طرف؟ دستت رو گرفتن؟ خبری شد یا نه؟ گفته بود: وقتی منو توی خونه ی قبر تنها گذاشتید و همه رفتید، آن دو مَلَک وارد قبرم شدن، سئوال کردن: مَن رَبُّک؟ هرچی فکر کردم چیزی یادم نیومد، یکی سئوال کرد: مَن نَبیُّک؟ هرچی فکر کردم یادم نیومد، اون یکی صداش رو برد بالاتر، گفت: مَن اِمامُک؟ بازم چیزی یادم نیومد، نزدیک بود بر من غضب کنند، یه وقت تفضلی شد، عنایتی شد، دریچه‌ی نوری به قبرم وا شد، گفتم: اینایی که میگید هیچ کدوم رو یادم نمیاد، اما الان یادم اومد، یه آقایی داشتم اسمش حسین بود. تا گفتم آقام‌حسینِ، گفتن: تو غلامِ حسینی؟ گفتم: آره! گفتن: اگه غلام حسینی دو جمله از حسین اینجا بخون ما گریه کنیم.
این ابیات رو همهٔ ما هم یاد داشته باشیم اونجا اگه به ما هم گفتن غلام حسینی؟ دو سه جمله از اربابت بگو بلد باشی بگی، به خدا این دو بیت برا یه عمر گریه کردنت بسه:

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت     نه سیٌدالشٌهداء بر جدال طاقت داشت
 
هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید     
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

نظرات

در حال بارگذاری...