نمایش جزئیات

خیال با تو بودن ... نماهنگ و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها علیه السلام اجرا شده به نفسِ علی اکبر زادفرج

خیال با تو بودن ... نماهنگ و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها علیه السلام اجرا شده به نفسِ علی اکبر زادفرج

یه بار جون دادی و کوچه به کوچه من برات مردم
خیال با تو بودن رو من امشب زیر گل بردم
چشمام افتاد یه لحظه به لبای خیزرون خورده
دیدم دندون نداری و چقدر مشت از خودم خوردم

ازت دلخون گذشتم
گرسنه دیدمت از نون گذشتم
ازت دلخون گذشتم
منم مثل تو از دندون گذشتم

صورت نگو یک کاسه خون
به جای من ازت بوسه گرفت خیزرون

امشب شب جون دادنه
چه زخمی سری که روبروی منه

نمیگیره نمیگیره نمیگیره کسی جاتو
قدم رنجه کن و امشب بذار رو چشم من
چشمام تاره پاهام زخمه خمیده راه میرم بابا
قضاوت با توئه تو این سفر من پیر شدم

کی بریده حنجرت را
کند بوده خنجرش ...

«حسین وای ...»

نظرات

در حال بارگذاری...