نمایش جزئیات
ببار ای آسمون جای رقیه... روضه و توسل به حضرت رقیه سلام الله علیها علیه السلام اجرا شده به نفسِ حاجمهدی رسولی
دوباره آسمان چه بی قرار است
منم مثل تو خیلی گریه دارم
شب جمعه ست و دورم از ضریحش
ببار ای آسمان من هم ببارم
ببار ای آسمان جای رقیه
به یاد داغ بابای رقیه
به یاد خشکی لب های اصغر
به یاد اشک چشمای رقیه
ببار ای ابر دلا بی قراره
خرابه پابه پات میخواد بباره
ببار اما بدون ای ابر امشب
رقیه با تو خیلی حرف داره
کجا بودی علی اصغر فدا شد؟
کجا بودی قیامت کربلا شد؟
برای چند قطره آب ای ابر
عمو عباس دو تا دستاش جدا شد
*دل رقیه گرفته،زانوها رو بغل کرده...
دل نازدانه گرفته با بابا خلوت کرده...هنوز بابا نیومده داره با بابا حرف می زنه...*
بیتابم و شعله ورم حتما خبر داری
از دوری ات در به درم حتما خبر داری
محبوب من تو شمعی و من در وصال تو
پروانه نه، خاکسترم حتما خبر داری
از زخم های صورتت بابا خبر دارم
از دردهای پیکرم بابا خبر داری
من هم شبیه تو به زیر دست و پا ماندم
زخمی شده بال و پرم،حتما خبر داری
دارم شبیه پیرزن ها می شوم بابا
از لرز دست لاغرم حتما خبر داری
از این لباس پاره و موی پریشان و
وضع خجالت باورم حتما خبر داری
بابا بگو از جانب من به عمو عبّاس
از روسری و معجرم حتما خبر داری
افتاد جای آن گلوبندم که غارت شد
زنجیر دور گردنم بابا خبر داری
سنگی به چشمت خورد و پیش پای من افتاد
خون شد دو چشمان ترم،حتما خبر داری
مرد پلیدی یک کنیز از ما طلب می کرد
اصلا نمیشد باورم، حتما خبر داری
چشم ویروونه روشن که امشب
اومدی شب زنده داری
سر بذار روی پاهام که بابا
من بخونم تو بباری
سایه ت نشه کم از سر من سایه ی سر بابا
دیگه نکنه بدون من بری سفر بابا
با اینکه موهام خاکیه و قلب من آشوبه
اما تو الان پیشمی و حال دلم خوبه
*یه هو بلند شد...*
شهر و بیدار کنید که ببینند
بابا دارم راست می گفتم
توی این چند قدم تا سر تو
هی پا میشم هی می افتم
من خوب بلدم چی کار کنم وا کنی اخماتو
انقدر به تو بوسه می زنم خوب کنه زخماتو
بابا چه کنم که وابشه پلکای پر خونت
افتاده توی طشت طلا دندونت
میزدن ما رو خوب میزدن
به لبت چرا چوب میزدن؟!
چیزی از راه بازار نگو که
حتی فکرش سخته واسم
خیلی اون روز خجالت کشیدم
جلو مردم از لباسم
این ها که نمیشه سرشون محرم و نامحرم
جای دستای رو صورتم همه چیو میگه
من یه ماهه که گوش چپم نمیشنوه
*رقیه آروم گرفته...حالا جا داره بابا حرف بزنه*
حالا که پیش توام یه کم بخند
حلقه کن دستاتو دور گردنم
نمی خواستم بیدارت کنم،ببخش
بابت خدافظی نکردنم
*تو خیمه خواب بودی گلم اومدم صورتت رو بوسیدم.نخواستم بیدارت کنم.به عمه گفتم مراقبت باشه.اما عزیزم وقتی بوسیدمت می دونی چی دیدم؟! *
چقدر شبیه مادرم بودی
چقدر بوسیدمت از راه دور
تو رو شعله های تو خیمه سوزوند
منو شعله های گوشه ی تنور
حرکاتت راه رفتنت نگات
مادر منو به تصویر می کشید
هر یه خاری که تو پای تو می رفت
به خدا من جیگرم تیر می کشید
برای صورت هر سه ساله ای
ضربه های زجر خیلی سنگینه
چرا دست می کشی روی صورتم
دخترم مگه چشات نمی بینه؟!
برچسب ها
- دانلود روضه
- آمد آمد حجت داور
- عید عدالت
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- گريز مداحي
- روضه و توسل
- متن روضه شب سوم محرم
- گريز روضه
- روضه جانسوز
- Core.Party.GetItem
- مدح و توسل ویژۀ میلادِ حضرت علی اصغر سلام الله علیه-کربلایی نریمان پناهی
- تنظیمات
- شعر روضه شهادت حضرت رقيه
- علی ولی الله
- غیر علی در دو جهان یار نداریم
- متن روضه شهادت سه ساله اباعبدالله الحسين
- متن شعر مداحي حضرت رقيه
- متن روضه براي حضرت رقيه
- حاج مهدی رسولی
- حاج مهدی رسولی
- کربلایی مهدی رسولی
