نمایش جزئیات

میبینم روزی که ...سینهزنی ویژهٔ شهادت پیامبر صلوات الله علیه اجرا شده به نفسِ حاج محمود کریمی

میبینم روزی که  ...سینهزنی ویژهٔ شهادت پیامبر صلوات الله علیه اجرا شده به نفسِ  حاج محمود کریمی

میبینم روزی که قرآن به سره نیزه رود
در عالم نیست کسی فریاد حیدر شنود

میبینم روزی را که پشت درب خانه زهرا
با آتش از دشمن بر پا بشود محشر کبری

میبینم روزی که شعله ز در می کشد زبانه
پشت در می افتد میان آتش صاحب خانه

آید ناگه نالهٔ یا ابتا بین خانه گرفته ابر سیاه
دل فلک آتش میگیرد از گریه حسین

اِنّی تارِکُم فیکُمُ الثَقَلِین
قرآن و حیدر و زهرا و حَسنین
وَ تِسعَة المَعصُومینَ مِن ذُریة الحُسین

میبینم روزی که علی شود خانه نشین
در مسجد خون ریزد ز فرق حیدر به زمین

میبینم روزی که حسن شود پاره جگر
زهری را نوشیده به جانش افتاده شرر

میبینم ماتم را ز رنگ سبز بدنش
بارانی از تیر عدو به تابوت و تنش

زهرا نالان پشت سر حسنم
از این قصه فتاده لرزه تنم
نشسته تابوت مجتبایم بر شانهٔ حسین

اِنّی تارِکُم فیکُمُ الثَقَلِین
قرآن و حیدر و زهرا و حَسنین
وَ تِسعَه المَعصُومینَ مِن ذُریه الحُسین

میبینم روزی که در ابر تیر و سنان
از خیمه تا مقتل زنی رود لطمه زنان

با جسمی صدپاره فتاده اکبر من
خون مثل فواره ز حلق اصغر من

سقایی لب تشنه و دست و پا زدنش
جانم را در گودال به خاک و خون بدنش

آه بر حنجر یک خنجر به دست قاتل او
آه یک دست دیگر را میان کاکل او

زینب زهرا کنار پیکر او
مثل خورشید به نیزه ها سر او
بگیر چشمان مادر را ای خواهر حسین

پیش چشم تو دارند به من جسارت میکنن
اما برگرد که دارن خیمه رو غارت میکنن

نظرات

در حال بارگذاری...