نمایش جزئیات
•شب را به پایان می رساند.. روضه وتوسل به حضرت معصومه سلام الله علیها اجرا شده به نفسِ حاجمحمود کریمی
شب را به پایان میرساند طلعت نورت
خورشید عالم خلق شد از برکت نورت
از کهکشانها هم گذشته وسعت نورت
جبریل سر خم کرده پیش هیبت نورت
روز ازل نور تو را بر ما که تاباند
ما را غلام و خادم کوی شما خواند
تو بانی آرامش امواج دریایی
آیینه ی یکتایی عرش معلایی
تو بعد زینب جلوه ی خورشید زهرایی
تو دومین اِنسیةُ الحورای طاهایی
دشت تمنایی و ما آهویت ای بانو
خیلی به زهرا رفته خُلق و خویت ای بانو
در موج مِهرت کشتیِ الطاف را گم کن
مانند مادر بر دل طفلت ترحم کن
آموزگار حضرت مریم تکلم کن
جان رضا ما را فقیر مشهد و قم کن
هر کس گدای کوی این خواهر برادر شد
جیره بگیر سفره ی موسی بن جعفر شد
ای ماهتاب روشن شبهای پر امّید
*وقتی امام صادق علیه السلام فرمود: حرم خدا مکه ست، حرم رسول خدا مدینه ست، حرم امیرالمؤمنین کوفه، اونروز کوفه معروف بود، کسی نجف رو نمیشناخت به این اسم، "و لَنا حَرَماً و هُوَ قُم" حرم ما بقیع ما غیر خدا و رسول خدا و امیرالمؤمنین همه ی حرم ها قمه*
ای رود جاری چشمه سار جلگه ی توحید
باران تو بر سرزمینم رنگ و بو بخشید
تا آمدی ایران نسیم فاطمی پیچید
لوح دل ما لنگ امضای شما باشد
چشم عجم خاک کف پای شما باشد
داری نگاه گریه داری، حال مضطر هم
بال پر از زخمت شکسته، ریخته پر هم
دلواپس بابا و دلتنگ برادر هم
آخر شما را میکُشد این حالت درهم
از آه پرسوز تو عالم گریه میکرده
با یا رضایت، اهل قم هم گریه میکرده
*وقتی محملش آمد مردها به سایه ی محمل هم نگاه نکردن، کوچه مملو از بانوان شد، زنها میومدن نوبت میگرفتن، تو نوبت وایمیستادن کِی نوبتشون بشه برن خونه ای که خانم هست رو جارو بزنن، خدمتی کنن، بعد خانمی برمیگشت به سمت خانه ش تا چند روز تو حال خودش نبود، برا بچه هاش میگفت چقدر خانمه، حتما اینطوری بوده که هر کس میپرسیده دختر موسی بن جعفر حالش چطور بود، همه همینو میگفتن، هیچ موقع ما ندیدیم لبخند از ته دل روی لبش بیاد، هر کاری میکنن از فکر خارج بشه نمیشه، انقده دلتنگ داداششه، میشینه میگه رضاجانم، پا میشه میگه رضاجانم، علی جانم، میخواد بخوابه میگه داداش جانم کجایی؟ بمیرم برا دلتنگیات خانم*
فصل خزان و روزگاری زرد، آخر سر
هجران و زهر تلخ و آهی سرد، آخر سر
داغ برادر داغ بابا درد، آخر سر
اینها تو را از پای درآورد، آخر سر
سجاده ی خالی تو در سرسرا پهن است
سنی نداری، بستر مرگت چرا پهن است؟
*مث مادر هجده سالت شدی، اما شما دیگه ضربه ای نخوردی خانم جان، مادرتو ضرب غلاف کشت، ضرب لگد کشت، ضرب سیلی کشت، مادرتو غصه ی علی کشت، فاطمیه داره میاد*
آن روز که تو وارد ایران شدی بی بی
مانند خورشید فلک تابان شدی بی بی
تفسیر نص آیه ی قرآن شدی بی بی
در خانه ی ایرانیان مهمان شدی بی بی
شکر خدا شأن مقامت حفظ شد آن روز
الحمدلله احترامت حفظ شد آن روز
*سوال کنم بی بی جان*
آبی تکان خورده ست آیا در دلت؟ هرگز
پای حرامی شد رکاب محملت؟ هرگز
بازار قم گردیده آیا قاتلت؟ هرگز
سهم دل رنجور تو غم شد؟ نشد در قم
از معجرت یک تار مو کم شد؟ نشد در قم
آیا تمام گلشنت در یک زمان پژمرد؟
تیزی سنگ شام بر پیشانی تو خورد؟
اصلا طناب شمر تا اینجا تو را آزرد؟
خورجینی آیا هستی ات را در تنوری برد؟
با خنده های نیزه داری پست باریدی؟
رأس برادر را سر سرنيزه ای دیدی؟
زینب میان شهر پر نیرنگ گیر افتاد
زینب میان مردم صد رنگ گیر افتاد
زینب میان کوچه های تنگ گیر افتاد
زینب میان ازدحام و سنگ گیر افتاد
*روضه ی عمه جانت رو میگم بی بی جان*
این آینه خیلی ترک خورده ست در کوچه
از دست شاگردش کتک خورده ست در کوچه
برچسب ها
- متن شعر روضه به همراه سبك
- شعر شهادت حضرت معصومه
- دانلود صوت مداحی با متن
- سرود زیبا ویژۀ میلادِ گل سرسبد عالم مهدی موعود روحی له الفدا به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه
- اشعار مذهبي
- اشعار مذهبی
- متن روضه حضرت فاطمه معصومه
- متن
- مدح و توسل زیبا ویژۀ میلادِ گل سرسبد عالم حضرت مهدی موعود روحی له الفدا به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه
- شعر روضه
- شهادت حضرت فاطمه معصومه
- دانلود روضه حضرت معصومه
- سرود زیبا _ویژۀ مَبعثِ محمدِ مُصطَفی صلوات الله علیه _ حاج محمد یزدخواستی
- حاج محمود کریمی
- حاج محمودکریمی
- مداحی محمود کریمی
- کریمی
