نمایش جزئیات

.زهرا که در جبین.. روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ علی ملائکه

.زهرا که در جبین.. روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ علی ملائکه

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

گدایان آمدند بگشای در را  
مپوش از ما رخ همچون قمر را

به ماهم کن نگاهی ،گاه گاهی 
مکن محروم ما را از نگاهی

که ما دلدادهٔ روی تو هستیم
به امیدی در این محفل نشستیم

به راهت منتظر با قلبِ خسته 
نشسته مادرِ پهلو شکسته

گرفته عقده ی غم در گلویت 
از آن سیلی که زد دشمن به رویش

بیا یابن الحسن جانم فدایت
گدایم من ، گدایم من ، گدایم

کانَّ اکرمکم ترجمان اوست 
از بندگی به قله ی تقوا رسیده است

هرکس رسیده است به هر قدر و هر کمال 
از یُمن ولایت زهرا رسیده است

باور نمیکنید بپرسید از کریم 
اشراق او به سینه ی سینا رسیده است 

از یُمن محبت این بانوی گل است 
فیضی اگر به مریم عذرا رسیده است

ما قطره ایم و وصل به دریای کوثریم

*قطره تا زمانی قطره است که بالای آسمان . اما وقتی به دریا رسید دریا میشه*

ما قطره ایم و وصل به دریای کوثریم
دریاست قطره ای که به دریا رسیده است

امروز اگر به فاطمه دل بسته ای بدان 
انگیزه ی شفاعت فردا رسیده است

ای دل نگاه به پنجره های بقیع کن 
پایانِ کارِ عشق به اینجا رسیده است

*وقتی فاطمه شو دفن کرد دستهاشو بهم زد امیرالمومنین؛ یعنی خدا دار و ندار علی زیر خاک رفت*

زهرا که در مقام رضا ،مجتبایِ او
تا بیکرانِ صبر و مدارا رسیده است 

زهرا که در مقام شهادت حسینِ او
از کربلا به لیله الاسرا رسیده است 

زهرا که در جبین درخشان زینبش 
ایمان به رتبه های تجلی رسیده است

*در عالم رویا ملاقات کرد مولا را عرضه داشت:آقا جان کدام روضه و مصیبت که شما خون گریه میکنید آقا مصیبت تشنه جون دادن جد غریبتون حسین؟ فرمودن: اگر جدم هم می‌بود خون گریه میکرد مصیبت عمو جانتون اباالفضل العباس ؟
گفتن اگه عمومم بودن خون گریه میکردن مصیبت علی اکبر؟روضه علی اصغر؟حضرت فرمود: اگه علی اکبر و علی اصغر هم بودن خون گریه میکردن.عرضه داشتن :خودتون بفرمایین ..فرمودن: اسارت عمه جانم حضرت زینب، عمه ی مارو قامتشونو کسی ندیده بود.این روزها کنار مادر گریه میکنه.هر وقت میخواد آرام کنه زینبشو از کربلا براش میخوند
زینبم کربلا میروی ای نورِ دوعین مادر گریه نکن..گریه هاتو بگذار برای کربلا*

 زهرا که در جبین درخشان زینبش 
ایمان به رتبه های تجلی رسیده است

*ایمان رو ببین به خدا ...روانشناسان اعتقادشون اینه: هر انسانی تا سیصد درجه استرس میتونه تحمل کنه بیش از سیصد درجه سکته میکنه..لذا میگن هر داغی که به انسان وارد بشه صد درجه استرس به بدن وارد میکنه.گفتن اگه یه نفر در سانحه ای چهار عزیزشو از دست داده بود یکی یکی بهش بگین اگه هرچهارتا رو باهم بگین سکته میکنه
حالا ببین خدا چه صبری به زینب داده
داغ هجده تن.... اسارت ...طعم دشمن ...رنجِ راه ...*

از شکیبم بی شکیبا شد شکیبایی 

*ایمان رو ببین آمد تو گودی قتلگاه تا  چشمش به اون بدن افتاد اول دست زیر اون بدن برد داد  زد: خدایا این قربانی را از من بپذیر.بعد هم صدا زد: حسین جان سلام منو به بابا برسون بگو زینب رو به اسیری بردن.*

کاش میشد سایبونِ پیکرِ اطهرت باشم
چه کنم باید برم همسفر سرت باشم

داداش تو که صد پاره ای و سری به پیکر نداری 
جای یه بوسه برای  لب خواهر نداری

خم شد لبها رو بر رگهای بریده گذاشت

نظرات

در حال بارگذاری...