نمایش جزئیات
بدون یار شدم... روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ کربلایی علی رضایی
بدون یار شدم رفت آنکه یارم بود
همانکه وقت غم و غصه غمگسارم بود
ازاین قنوت و ازین دستهای سرد تهی
مشخص است هم دار و هم ندارم بود
*علی دار و ندارشو از دست داد همه کسشو از دست داد*
مرا به تیغ نیازی نبود تا او بود
به ذوالفقار چه حاجت که ذولفقارم بود
هزار گل پس از او روی بسترش جا ماند
ولی مدینه نفهمید او بهارم بود
در آن زمان که عدو خواست تا مرا ببرد
جواب محکم زهرا نمی گذارم بود
*بی بی دست انداخت دور کمربند امیرالمؤمنین گفت اجازه نمیدم علی رو ببرید چجوری بی بی رو از آقا جدا کردند*
از ظلم مردمان دیاری که داشتم
از دست رفت دار و نداری که داشتم
نه سال با تو بودم و یک عمر با نبی
یادش بخیر ایل و تباری که داشتم
*هم رسول الله رو از دست دادم هم فاطمه روحالا منه علی تنها با این بچه های یتیم*
دیدم تو را زدند و ولی آن میان مرا
شرمنده ی تو کرد حصاری که داشتم
دلخوریم از روزگار آتیش زدن رویای ما رو
همسر از همسر خجالت می کشه دنیای ما رو
خونه ی خوشبختیمون حالا شده ویرونه ی ما
پای نامحرم نباید وا می شد تو خونه ی ما
تو افتادی ولی بازم برام سپر بودی
می بردنم تو زیر در بودی صداتو زیر در شنیدم
نشد زهرا برای تو علی کنه کاری
دیدم که افتاده ازت باری
عبامو اونجا روت کشیدم
نمی گیرم دیگه آروم اگه میشه بیا خانم
*من فکر میکنم دلیل شهادت حضرت زهرا بعضیا اینطوری نقل میکنن. از زبان امیرالمومنین بگم*
من فکر میکنم که همان بازوي کبود
از من گرفت فاطمه یاری که داشتم
*آخ این شبا حال و روز امیرالمومنین این بود.. میرفت کنار مزار حضرت زهرا سر روی خاک می گذاشت و های های گریه میکرد.ابن عباس میگه اومدم کمک کنم مولا رو از جا بلند کنم گفتم آقا پاشید برید خونه دیگه گریه و زاری بسه گفت ابن عباس کدوم خونه رو برم خونه ای که دیگه فاطمه نداره..من انگیزه ای ندارم برگردم..مولا گریه کرد با اصرار حضرت رو بلند کردم..مولا رو به خانه رسوندم ..امامحسن یه طرف زانوی غم بغل گرفته..زینب داره یه گوشه امکلثوم رو آروم میکنه..زینبی که خودش عزاداره..*
در کودکی شد قسمت من خانه داری
هم خانه داری میکنم هم سوگواری
*تا وارد خانه شد امیرالمومنین صدا زد*
این خانه نیست قتلگاه همسر من است
صاحب عزای من دختر من است
*هر کسی عزیزی از دست میده همسایه ها میان تسلا میدن مخصوصا اگه جوونی از دست بره آخ بمیرم این بچه ها تنها با غم خودشون دارن می سوزن و میسازن
صدا زد زهرا..*
من راببخش که نگذاشت غربتم
یک ختم باشکو هبگیرم برای تو
همسایه ها به محلس ختمت نیامدند
آخ من بودم و همین دوسه تا بچه های تو
خرمای نخلستان من خرمای ختمت شد
همسایه ها خوردند و خندیدند و رفتند
*اینجا تو مدینه تا وقتیکه بابا بود کسی جرات نمی کرد به بچه ها نگاه چپ کنه کربلا هم همین بود تا وقتی ابی عبدلله زنده بود نانجیبا اومدن حمله کنن به خیمه ها ابی عبدالله به نیزه ی شکسته تکیه کرد خودشو بالا آورد گفت نانجیبها دین ندارید آزاده باشید.لااقل تا وقتی منه حسین زنده ام سمت خیمه ها نرید
گفت آره بذار اول بریم کار حسین رو یکسره کنیم آخ بمیرم کاش با یه ضربه کار و یکسره میکردن نانجیبها.."لایومک یومک یا اباعبدالله"
غروب شد خورشید نشست
شمر رو سینه ات ولی پا نشد
*هم نوا با مادر پهلو شکسته صدا بزنید
غریب مادر حسین حسین*
برچسب ها
- آموزش مداحی
- متن روضه برای ایام فاطمیه
- متن روضه حضرت زهرا
- عمری بود که عاشق و دیوانه توأم
- متن روضه حضرت فاطمه
- سرود زیبا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام بنفسِ حاج محمود کریمی
- متن روضه جانسوز
- متن روضه شهادت حضرت زهرا
- متن روضه برای شهادت حضرت فاطمه
- متن روضه شهادت حضرت فاطمه
- متن روضه برای شهادت حضرت زهرا
