نمایش جزئیات
نشسته ایمکنارت... روضه شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج محمد فراهانی
نشسته ایم کنارت نگاه کن ما را
بگو نمیروی و روبه راه کن ما را
زمانِ رفتن تو نیست استخاره نکن
تو که هنوز جوانی ،کفن قواره نکن
چگونه گریه برای نماندنت نکنم
بگو چکارکنم؟ که کفن تنت نکنم
*چنین شبی حسنین و زینبین نمیتونستن بلند گریه کنن آخه مادر وصیت کرده:کسی تو مراسم تدفین نباشه
اگه چشم دلت باز باشه میبینی امام حسن و امام حسین آستین به دندان گرفتن بی بی زینب آستین به دندان گرفته آروم آروم داره گریه میکنه*
فاطمه جان بیا و کار کن اصلاً
ولی نشسته نکن
تو را به دستِ شکسته ،مرا شکسته نکن
بگو چکار کنم سمت پر زدن نروی؟
مگر تو قول ندادی بدون من نروی؟
نفس نفس زدنت از زندگیت سیرت کرد
سه ماهِ آخرِ عمرت چقدر پیرت کرد
سه ماهِ آخرِ عمرت چقدر زود گذشت
سه ماهِ آخر عمر همش کبود گذشت
فرمود:
أسما آخر نگاه خویش را سویم بیفکن
میخوابم اینک پرده بر رویم بیفکن
*بعد از ساعاتی منو صدا بزن اگر جواب ندادم بدون منم رفتم أسما میگه: بعداز ساعاتی اومدم هرچی صدا زدم دیدم خانمجواب نمیدن خدایا چه کنم؟در همین حال بود یه وقت دیدم حسنین اومدن خواستم یه جوری بچه ها متوجه نشن مادرشون به شهادت رسیده گفتم: عزیزانم بیایید مقداری بهتون غذا بدم
فرمودن: أسما کی تاحالا دیدی ما بدون مادرم طعاممیل کنیم؟رفتن خودشون رو رو بدن مادر انداختن.نمیدونم اینجا بود یا نه امامحسن خودش رو روسینه ی مادر انداخته، امام حسین صورت کف پای مادر
گفتم: حسن جان حسین جان برید باباتون علی رو صدا بزنید تا مولا علی حسنین رو دید داره بدن مبارکشون میلرزه این مسیر رو اهل ذکر میگن :
فاتح خیبر هی مینشست هی بلند میشد ناله میزد: فاطمه جان اومد کنارِ بسترِ بی بی فاطمه نشست هرچی صدا میزنه جواب نمیده تا اینکه صدا زد..*
ای مسیحایِ علی اعجاز کن
من علی ام چشمِ خود را باز کن
*یکی از جاهایی که روح به بدن مبارکِ بی بی فاطمه برگشت اینجا بودچشمش رو باز کرد دید علی داره گریه میکنه.اون دست های آزرده رو بلند کرد اما این دست بالا نمیادامیرالمومنین کمک کرد دست رو آورد رسوند بصورت امیرالمومنین اشک امیرالمومنین روپاک کرد گذاشت روی زخم سینه علی جان تو گریه نکن...
اینجا یه جا بود روح به بدن مبارک برگشت. یه جای دیگه هم اون لحظه ای که بدن مبارک رو کفن کرده بود یه نگاه کرد دید داره حسنین روح از بدنشون خارج میشه دارن جون میدن فرمود : حسن جان حسین جان بیایید بامادرتون وداع کنیدیابقیه الله...اومدن خودشون رو بدن مادرانداختن( آی اوناییکه گریه اتون نگرفته الان وقت ناله هست میدونی چرا وقت ناله است؟)چون علیقسم یاد میکنه همینجا زهرا یک ناله ای زد اون دست های آزرده رو از کفن بیرون اورد یه دست گردنِ حسن ،یه دست گردنِ حسین،یه وقت منادی از آسمان صدا زد:علی جان این بچه هارو از رو سینه مادر بردار عرش خدا به لرزه درآمده.. عرضه بداریم علی جان ملائکه کربلا چه کردن اون لحظه ای که بی بی زینب خودش رو انداخت روی بدن بی سرحسین ...!؟این رگهای مطهر رو از رو خاک برداشت این خاشاک رو از رو رگ ها جداکرد لب های خشکیده رو گذاشت روی حلقوم حسین....چه کردن؟ کاری کردن خانم سکینه صدای ناله اش بلندشدصدا زد؟ "یا ابتا ...اُنظر الی رُئوسِنا المَکشوفه والی عمه ی المظلومه"حسیـــن*
برچسب ها
- متن روضه شهادت حضرت زهرا
- سرود زیبا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام بنفسِ حاج محمود کریمی
- متن روضه جانسوز
- آموزش مداحی
- متن روضه برای شهادت حضرت فاطمه
- متن روضه حضرت فاطمه
- متن روضه برای شهادت حضرت زهرا
- متن روضه حضرت زهرا
- عمری بود که عاشق و دیوانه توأم
- متن روضه شهادت حضرت فاطمه
- متن روضه برای ایام فاطمیه
- حاج محمد فراهانی
