نمایش جزئیات

بی تو شکوفه های سحر.. روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی سماواتی

بی تو شکوفه های سحر.. روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده۱۴۰۴به نفسِ حاج‌ مهدی سماواتی

دردی به دل مراست مداوا نمی‌شود
رازی بُوَد به سینه که افشا نمی‌شود

ای لاله‌ی خزان زده‌ی بوستان من
بی تو شکوفه‌های سحر وا نمی‌شود

بی تو غذا ز غصّه‌ی حسینم نمی‌خورد
بی تو حسن به خنده لبش وا نمی‌شود

نتوان ز گریه منع کنم زینب تو را
قلبش شکسته بی تو تسلّی نمی‌شود

کلثوم هم بدون تو حرفی نمی‌زند
تنها نشسته مونس بابا نمی‌شود

رفتی و تنی سوخته از تب بودی
آرام من و قرار زینب بودی

با آمدنت به خانه ام فاطمه جان
نه سال صفا دادی و یک شب...

دعایی زیر لب دارم شبانه
تو آمین گوی ای ماه یگانه
الهی هیچ مظلومی نبیند
عزیزش را به زیر تازیانه

صدای ناله ات آمد بگوشم
پس از تو آب خوش هرگز ننوشم
خدا در نوجوانی قسمتم کرد
که تابوت تو را گیرم به دوشم

الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم باغم بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با تازیانه
همه دار و‌ ندارم را گرفتند

*یه شب هر چه کرد حسینش نخوابید
بابا میدونم کجا میری منم با خودت ببر
همراه بابا اومد.تا کنار قبر مادر رسید دست ادب به سینه گذاشت السلام علیک یا أماه...* 

تمام شمع وجود تو آب شد مادر
دعای نیمه شبت مستجاب شد مادر
گل وجود تو پر پر شدو به خاک افتاد
بهشت آرزوی من خراب شد مادر

به مجلسی که علی مخفیانه گرفت
سرشک دیده ی زینب گلاب شد مادر
میان آنهمه دشمن که می زدند تورا

مگه یادم میره ...
میان آنهمه دشمن که می زدند تو را
دلم به غربت بابا کباب شد مادر.....

*اینجا به دیدن مادر اومدمادر هم به بازدید حسینش رفت خودشو رساند گودی قتلگاه ناله می زد.." ولدی! قتلوک و ما عرفوک، و من شرب الماء منعوک"*

نظرات

در حال بارگذاری...